خانه بهشتی
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚
#خداوند
🌸 لانه بهشتی 🌸
💎 گرمترین خانه، خانهای ست که در آن
🧔"مردِ خانه” محترم شمرده شود
🧕و “زنِ خانه” محبوب باشد،
فقط همین …
🧒کودکان نظارهگر این روابط هستند
زندگی را بر خودتان و آنان تلخ نکنید
🌸
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚
#خداوند
🌸 لانه بهشتی 🌸
💎 گرمترین خانه، خانهای ست که در آن
🧔"مردِ خانه” محترم شمرده شود
🧕و “زنِ خانه” محبوب باشد،
فقط همین …
🧒کودکان نظارهگر این روابط هستند
زندگی را بر خودتان و آنان تلخ نکنید
🌸
السلام علیک یا اباعبدالله
اربعینی آمد و آن یار هجرانش رسید
آن غزل در بُغض ماند و سِر پنهانش رسید
نالهء نی از نیستان سر عرفانش نوشت
تشنه لب پرواز کردن در نهانش سرنوشت
راس پاکی روی نیزه خواهری شد همسفر
او قدم منزل به منزل با برادر در سفر
کاروان بالش شکسته غمگسار تشنهای
آه دارد چون شراره او نگار تشنهای
مرغ بی بال و پری شد آشیانش آتشی
از غم داغ برادر شد نهانش آتشی
مَخزنِ دُرِ ثَمینی از جفا ویرانه آمد
بر سر زندان رِندان ساغر و پیمانه آمد
عِطر سوزان لقایش از نفس برده سه ساله
برده او را سوی یاری لب زدن بر یک پیاله
سروده:
حسین احمدی دورودی
💠 امام حسین علیه السلام
🔹 وَ حَقِیقٌ عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ یَأْتِیَنِی مَکْرُوبٌ إِلاَّ أَرُدَّهُ وَ أَقْلِبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً
🔸 بر خداوند است که هیچ گرفتارى به زیارت من نیاید مگر آن که او را شادمان بازگردانم و به خانواده اش برسانم
📗ثواب الأعمال، ص98
📝 جوانی که در مسیر پیادهروی اربعین صاحبِ خانه و زندگی شد 🔻
🌹 سعادتی نصیبم شده بود که خدمتگزار زائرین کربلا باشم.
🕌 در یکی از سفرها حدود ساعت 3 بعدازظهر با جمع زائران جهت زیارت در صحن امام حسین (علیه السلام) نشسته و مشغول زیارت بودیم.
💠 در پایان یکی از زائران مرا صدا زد، رفتم و دیدم در گوشهای سفرۀ عقدی پهن است و چند نفر اطراف عروس و داماد نشسته و آقایی مشغول خواندن خطبه است.
✨ چیزی که بنده و دیگران را جذب کرده بود این بود که، داماد چشم به گنبد دوخته بود و بدون سر و صدا مثل باران اشک میریخت، خطبه که تمام شد داماد و عروس که با چادر مشکی و کاملاً پوشیده بود به طرف حرم رفتند.
🤝 من جلو رفتم و به داماد سلام کردم و او را بوسیدم و گفتم: از دو جهت به شما تبریک میگویم، اول برای تشکیل دادن خانواده و دوم برای اینکه زندگی مشترک را از حرم امام حسین (علیه السلام) شروع کردهاید و یقین داشته باشید زندگی شیرین و بدون هیچگونه مشکلی خواهید داشت.
😢 در حالی که اشک او جاری شد گفت: لطف و کرم آقا بیش از تصور ماست.
❓ از او سؤال کردم آیا از آقا خواسته بودید که خطبه شما را در حرمشان منعقد شود؟
💚 گفت: حدود چهار ماه قبل در پیاده روی اربعین شرکت کردم.
🚶 ♂️ در بین راه در موکب ناشناسی چند روزی کار میکردم و هم در موکب و هم در پیاده روی به آقا عرض میکردم آقا دارم پیر میشوم هنوز خانه و همسری ندارم.
💠 یک کارگر ساده هستم، حقوقم جهت زندگی ساده و همراه با پدر و مادر مریض و دو خواهر بزرگ که در خانه هستند کفایت نمیکند، شما را به خرابهنشینی خواهرتان مرا صاحب خانه و زندگی آبرومند گردانید و به حق نا امیدی برادرتان امید این مردمی که از اطراف این زمین خاکی به زیارت شما آمدهاند نا امید نکنید و مرا هم حاجت روا کنید.
🤲 آرزو دارم عقدم در جوار شما انجام گیرد.
👤 سپس شخصی را نشان من داد و گفت: او پدر همسرم است، دو هفته قبل یکی از بستگان به من گفت: چرا ازدواج نمیکنی؟
💬 گفتم: نه خانه دارم و نه درآمدی که بتوانم جایی را اجاره کنم و زندگی دیگری به غیر از پدر و مادرم را اداره کنم.
💬 گفت: خدا بزرگ است و رفت.
🌸 و دو سه روز بعد دوباره آمد و گفت فلانی را میشناسی؟
💬 گفتم: بله.
💬 گفت: با او صحبت کردهام او حاضر است دخترش را به شما بدهد و میگوید من پسر ندارم و طبقه دوم منزلم خالی است.
🏠 اگر قسمت شد و ازدواج انجام گرفت بدون هیچ شرطی در اختیار آنها میگذارم و چون از وضع آنها خبر دارم خودم مخفیانه هزینه مجالسشان را خواهم پرداخت.
😳 اول باورم نشد و با خود گفتم که با من مزاح میکند چون از نظر مالی و شخصیت خانوادگی که داشت در خواب هم چنین چیزی را نمیدیدم.
💔 به همین دلیل گفتم: نمک به زخمم نپاش و مرا مسخره نکن.
✅ ولی قسم خورد که یک واقعیت است.
🌺 او طالب پاکی و درستی و تدیّن شما شده است.
💠 از طرفی از اینکه اربعین در مسیر حرکت میکردم و امام حسین (علیه السلام) را به تک تک فرزندانش و مادر عزیز و خواهر مهربانش و برادر با وفایش خاصه حضرت ابوالفضل قسم میدادم و میگفتم یک زندگی آبرومندی عطا کن، باور کردم که از طرف آقا اباعبدالله (علیه السلام) میباشد « یا مقلب القلوب و الابصار و ای کسی که قلبها در دست توست » قبول کردم و به خواستگاری رفتیم.
📝 بعد از آن برنامههایی انجام گرفت خواستند برنامه صیغه خواندن را فراهم کنند.
🕌 گفتم: مایلم خطبه در حرم امام حسین (علیه السلام) انجام شود.
😭 پدر خانمم با شوق بسیار و گریه گفتند: یا حسین! چه سعادتی، خودم ترتیب این موضوع را میدهم.
✈️ سپس برای دوازده نفر (پدر و مادر و خواهرانم و خانواده خودشان) در آژانس به نام امام زمان (عجت الله تعالی فرجه الشریف) بلیط تهیه کردند و برنامهای هم برای برگشتن دارند که در هتلی هم دید و بازدید کربلا و هم عروسیمان باشد و سپس در طبقۀ دوم منزلشان ساکن شویم.
🥹 اگر میبینید در موقع خواندن خطبه به جای خنده گریه میکنم از این است که آقای مهربانی دارم که در طول سه ماه هم خانهدار شدم و هم ازدواج کردم و صاحب زندگی آبرومندی که اصلاً فکرش را هم نمیکردم شدم.
🌹 عالم بزرگواری فرمود: هر قدمی که در این مسیر بر میدارید حاجت مهمی را درخواست کنید، خداوند به احترام امام حسین (علیه السلام) عطا میفرماید مگر صلاح و مصلحتتان نباشد.
📗 قدم به قدم به سوی رحمت واسعه، ص 37
🌷 امام صادق (علیه السلام) میفرمایند :
🖌 وقتی به زیارت حسین (علیه السلام) میروی غمگین و شکسته و اندوهناک و ناراحت و ژولیده و گرفته و گرسنه و تشنه باش که همانا حسین (علیه السلام) غمگین و شکسته و اندوهناک و ناراحت و ژولیده و گرفته و گرسنه و تشنه بود و از او حاجاتت را بخواه و برگرد و آنجا را وطن قرار نده.
📚 کامل الزیارات ، ج 1 ، ص 131
#اَللّٰهُمَّعَجِّلْلِوَلیِّٖکَالفَرَج