عشق فقط حسین

  • خانه 
  • صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین حسین جان 

داستان کوتاه

19 بهمن 1404 توسط فاطمه زنگي آبادي

🔹 روزی پادشاهی سنگ نسبتا” بزرگی را بر گذرگاهی باریک قرارداد، به گونه ای که ارابه ها و گاری ها و حتی گاه پیاده ها برای گذر از آن مشکل داشتند. خود نیز به کمین نشست تا واکنش مردم را ببیند. 

مدتها گذشت و همه با دردسر از کنار سنگ رد می شدند و فقط به غر زدن اکتفا می کردند. 

روزی پیرمردی روستایی از آنجا رد می شد و سنگ را دید. 

کوله بارش را زمین گذاشت و با زحمت بسیار آن سنگ را جابجا کرد و جاده را باز نمود ؛ 

ناگهان متوجه کیسه ای زیر سنگ شد!! 

کیسه را باز کرد نامه ای بود و سنگهای قیمتی بسیار ؛ در نامه نوشته شده بود “این پاداش کسی است که به جای غر زدن و اعتراض کردن به روزگار ، زحمت عوض کردن اوضاع را به خود می دهد “

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

عشق فقط حسین

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس